تبلیغات
هر چی که بخوای - داستانی از زندگی دو زوج
 
درباره وبلاگ


من مهدی رفیع زاده دانش آموز کلاس سوم 9 مدرسه شهید مدنی تبریز. من در این وبلاگ همه چیز می گذارم. امیدوارم که از مطالب وبلاگ من خوشتان بیاید.

مدیر وبلاگ : مهدی رفیع زاده
نظرسنجی
طرف دار کدام تیم هستید؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


کد ساعت فلش


کد حرکت متن دنبال موس فونت زیبا سازفونت زیبا ساز

قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

فال انبیا

كد ماوس

هر چی که بخوای




زن و شوهری بیش از 60 سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. درمورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز : یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و درمورد آن هم چیزی نپرسد.

در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از وی قطع امید کردند. درحالی که با یکدیگر امور باقی را رفع و رجوع می کردند پیرمرد جعبه کفش را آورد و نزد همسرش برد.

پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید. پس از او خواست تا در جعبه را باز کند. وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی و مقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد در این باره از همسرش سوال نمود.
پیرزن گفت : هنگامی که ما قول و قرار 
ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنند او به من گفت که هروقت از دست تو عصبانی شدم ساکت بمانم و یک عروسک ببافم.

پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و سعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد و گفت این همه پول چطور؟ پس اینها از کجا آمده؟

پیرزن در پاسخ گفت: آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده ام!!!!

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : مهدی رفیع زاده
نظرات ()
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:53 ب.ظ
This website was... how do I say it? Relevant!!
Finally I have found something which helped me. Thanks a
lot!
شنبه 14 مرداد 1396 04:22 ق.ظ
Wow! After all I got a website from where I be able to genuinely get useful facts regarding my study
and knowledge.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر