تبلیغات
هر چی که بخوای - گلچینی از زیباترین اشعار شکسپیر
 
درباره وبلاگ


من مهدی رفیع زاده دانش آموز کلاس سوم 9 مدرسه شهید مدنی تبریز. من در این وبلاگ همه چیز می گذارم. امیدوارم که از مطالب وبلاگ من خوشتان بیاید.

مدیر وبلاگ : مهدی رفیع زاده
نظرسنجی
طرف دار کدام تیم هستید؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


کد ساعت فلش


کد حرکت متن دنبال موس فونت زیبا سازفونت زیبا ساز

قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

فال انبیا

كد ماوس

هر چی که بخوای




وقتی چهل زمستان پیشانی تو را از همه طرف احاطه و محاصره کرد
و در کشتزار جمال تو چین و شیارهای عمیق حفر نمود
زمانی که این پوشش جوانی غرور آمیز را
به صورت لباس ژنده و کم ارزش درآورد
اگر از تو پرسیدند
آن همه زیبایی تو کجا شدند
آن همه خزانه با ارزش روزهای نشاط و جوانی کجا رفتند
اگر بگویی در گودی چشمان فرو رفته ام
گم شده اند
شرمساری بی فایده است
چقدر سرمایه گذاری زیبایی
اگر میتوانستی جواب دهی
"این طفل زیبای من حساب مرا صاف
و جوابگو عذرخواه پیری من است"
زیباییش ثابت کننده زیبایی توست
که آنرا به ارث برده است ویلیام شکسپیر
 

شکوه ِ دنیا همچون دایره ای بر روی آب است
که هر زمان بر پهنای خود می افزاید
و در منتهای بزرگی هیچ می شود. ویلیام شکسپیر

 

هر زمان كه از جور ِ روزگار
و رسوایی ِ میان ِ مردمان
در گوشه ی تنهایی بر بینوایی ِ خود اشك می ریزم،
و گوش ِ ناشنوای آسمان را با فریادهای بی حاصل ِ خویش می آزارم،
و بر خود می نگرم و بر بخت ِ بد ِ خویش نفرین می فرستم،
و آرزو می كنم كه ای كاش چون آن دیگری بودم،
كه دلش از من امیدوارتر
و قامتش موزون تر
و دوستانش بیشتر است.
و ای كاش هنر ِ این یك
و شكوه و شوكت ِ آن دیگری از آن ِ من بود،
و در این اوصاف چنان خود را محروم می بینم
كه حتی از آنچه بیشترین نصیب را برده ام
كمترین خرسندی احساس نمی كنم.
اما در همین حال كه خود را چنین خوار و حقیر می بینم
از بخت ِ نیك، حالی به یاد ِ تو می افتم،
و آنگاه روح ِ من
همچون چكاوك ِ سحر خیز
بامدادان از خاك ِ تیره اوج گرفته
و بر دروازه ی بهشت سرود می خواند
و با یاد ِ عشق ِ تو
چنان دولتی به من دست می دهد
كه شأن ِ سلطانی به چشمم خوار می آید
و از سودای مقام ِ خود با پادشاهان، عار دارم. ویلیام شکسپیر

 

من گل رز دیده ام، نقاب که از چهره بردارد سفید و قرمز است 
اما چنین گلی بر گونه های معشوقم ندیده ام. 
عطر هایی هستند با رایحه ی دلپذیر 
بیشتر از رایحه ای که معشوق من با خود دارد. 
چشمان معشوقه ام بی شباهت به خورشید است 
مرجان بسیار قرمز تر از لبان اوست. 
من دوست دارم معشوقم حرف بزند ،هر چند می دانم 
صدای موسیقی بسیار دلنواز تر از صدای اوست. 
مطمئنم ندیده ام الهه ای را هنگام راه رفتن 
معشوق من اما وقتی راه می رود ، زمین می خراشد. 
من اما سوگند می خورم معشوقه ام نایاب است 
من نیز مثل هر کس دیگر با قیاسی اشتباه سنجیده ام او را.  ویلیام شکسپیر

 

پس از مرگم در سوگ من منشین
آن هنگام که بانگ ناخوشایند ناقوس مرگ را می شنوی
که به دنیا اعلام می کند: من رها گشته ام ؛ 
ازاین دنیای پست , از این مأمن پست ترین کرم ها
وحتی وقتی این شعر را نیز می خوانی, به خاطر نیاور
دستی که آنرا نوشت, چرا که آنقدر تو را دوست دارم 
که می خواهم در افکار زیبایت فراموش شوم 
مبادا که فکر کردن به من تو را اندوهگین سازد
حتی اسم من مسکین را هم به خاطر نیاور
آن هنگام که با خاک گور یکی شده ام
هر چند از تو بخواهم این شعر را نگاه کنی
بلکه بگذار عشق تو به من , با زندگی من به زوال بنشیند 
مبادا که روزگار کج اندیش متوجه عزاداری تو شود
و از اینکه من رفته ام (از جدایی دو عاشق) خوشحال شود. 
ویلیام شکسپیر
 

وقتی قندیل های یخ از دیوار می آویزد ، 
و " دیک " شبان با های دهانش سر انگشت هایش را گرم می کند 
و "تام " کنده های هیزم را به تالار می کشد 
وقتی سطل شیر ، یخ زده به خانه می رسد ، 
وقتی خون در رگ ها منجمد می شود و جاده ها را گل می پوشاند ، 
جغد با چشمان خیره ،آواز شبا نه اش را می خواند 
" هو ،هو ! 
آوای خوشی است 
وقتی " جو آن " چرب و چیلی کفکیر را در دیگ می چرخاند 
وقتی باد با تمام توان می وزد و می غرد 
و سرفه ها کشیش را از سخن گفتن باز می دارد 
وقتی پرندگان در برف روی تخم هایشان می خوابند ، 
و نوک بینی " مریان " سرخ و ملتهب به نظر می آید 
وقتی سیب های کباب شده در کاسه صدا می کنند 
جغد با چشمان خیره ، آواز شبانه اش را می خواند 
هو ، هو !" 
آوای خوشی است 
وقتی جو آن چرب و چیلی کفکیر را در دیگ می چرخاند ویلیام شکسپیر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 آذر 1392 :: نویسنده : مهدی رفیع زاده
نظرات ()
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:21 ق.ظ
Howdy! This article couldn't be written much better! Looking
at this post reminds me of my previous roommate! He continually kept talking about this.
I most certainly will forward this information to him. Fairly
certain he will have a good read. Thank you for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر